مقاله چیستی و هستی جامعه از دیدگاه شهید مطهری

حجه الاسلام حمید پارسانیا

انواع مرکب

تعریف

مثال

مرکب ذهنی

اجزای آن در خارج پیدا نمی‌شوند و تنها در ذهن‌اند.

(بسیط خارجی)

سفیدی،

عناصر جدول مندلیف

مرکب عینی

اجزای آن در خارج پیدا می‌شوند اما به تنهایی استقلال ندارند.

گیاهان، حیوانات

اجزای آن در خارج پیدا می‌شوند و به تنهایی استقلال دارند.

ترکیب نفس و بدن

 ایشان می‌گویند از نظر شهید مطهری، ترکیب افراد در جامعه از نوع سوم است و برای اثبات این مطلب، یک دلیل برای بیان «امکان وجود جامعه» و یک دلیل برای «اثبات وجود جامعه» ارائه می‌کنند...

ایشان با ذکر انتقادات به این بحث و پاسخ به آنها اشاره می‌کنند که از مجموع تقسیم‌بندی فوق، تنها امکان وجود جامعه به دست می‌آید و آیات مطرح شده هم در حد ظاهرند و می‌توانند افاده ظن داشته باشند نه یقین.

بنابراین در صورت ارائه برهان‌ها بهتر می‌توان وجود جامعه را اثبات کرد.

 بحث:

ادامه نوشته

آیا جامعه وجود اصیل و عینی دارد؟

وقتی که می‌گوییم جامعه ترکیبی از افراد است به چه معناست؟ ترکیب بر دو نوع حقیقی و اعتباری است.

ترکیب اعتباری: اثر اجزا در کنار یکدیگر همان اثر مجموع آنهاست و مجازاً به آن ترکیب می‌گوییم وگرنه در عالم خارج ترکیبی واقعاً رخ نداده است.

ترکیب واقعی: در اثر تأثیر و تأثر امور، پدیده‌ای جدید با خواص مخصوص به خود پدید آید. مانند ترکیب شیمیایی

ترکیب حقیقی: اجزای تشکیل‌دهنده پس از ترکیب و ادغام خواص قبلی خود را از دست داده و در وجود مرکب حل شوند.

انواع مرکب حقیقی:

-         صناعی: اجزا هویت خود را از دست نمی‌دهند اما استقلال خود را از دست می‌دهند. آثار پیوستگی‌شان مجموع اثر اجزا در حال استقلال نیست.

-         طبیعی: اجزا هم هویت خود را ، هم بالتبع استقلال اثر خود را از دست می‌دهند. اجزا قبل از ترکیب از خود هویت و آثاری دارند، در اثر یک سری ارتباطات و انفعالات، مرکب جدید حاصل می‌‌شود؛ اجزا هویت قبلی خود را از دست می‌دهند و هویت تازه پیدا می‌کنند؛ مرکب یک «واحد» واقعی است و هویتی یگانه دارد. (چند چیز می‌شود یک چیز)

ادامه نوشته

پروپزال سایت تخصصی علوم اجتماعی اسلامی

هدف اصلی:

جریان‌سازی و فرهنگ‌سازی جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم اجتماعی اسلامی

اهداف فرعی:

- نقد دانش موجود در جهت ایجاد باور به ناکارآمدی علوم غیربومی و شکستن هیمنة دانش غربی

- اطلاع‌رسانی اقدامات انجام شده در حوزه علوم اجتماعی اسلامی

- ایجاد بانک اطلاعات از تمامی مقالات تخصصی در زمینه «دین و علوم اجتماعی»

- معرفی اساتید صاحب‌نظران جدید و قدیم در حوزه علوم اجتماعی با رویکرد اسلامی

- تبدیل چالش‌های اصلی جمهوری اسلامی در زمینه علوم اجتماعی به دغدغه دانشجویان در قالب معرفی مسائل بومی

- ایجاد خروجی برای گروه‌ مطالعاتی دین و علوم اجتماعی

بخش‌های سایت:

1- سرمقاله : مسائل اجتماعی ایران

2- اخبار و گزارش (همایش‌ها، کلاس‌های اساتید، و...)

3- جنبش نرم افزاری؛ معرفی گروه‌ها و تشکل‌های غیردولتی و دولتی فعال (مانند بسیج، پژوهشگاه‌ها، اندیشکده‌ها و...)

4- معرفی اساتید و صاحب‌نظران

5- سایه‌سار ولایت؛ مطالبات رهبری در زمینه علوم انسانی

6- بانک مقالات

۷- اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان (ابن خلدون، مطهری، علامه طباطبایی، شهید صدر و...)

۸- فلسفه علوم اجتماعی (موضوع‌شناسی، معرفت‌شناسی و روش‌شناسی، غایت‌شناسی، مبناشناسی و...)

۹- علوم اجتماعی در متون اصلی اسلامی (قرآن، نهج‌البلاغه، اصول کافی، میزان الحکمه)

۱۰- اسلام و حوزه‌های علوم اجتماعی (جامعه‌شناسی خانواده، جامعه‌شناسی معرفت، جامعه‌شناسی انحرافات، جامعه‌شناسی دین، جامعه‌شناسی انقلاب‌ها و حکومت‌ها،‌ مطالعات جوانان، مطالعات زنان و... )

۱۱- مطالعات فرهنگی (تغییرات فرهنگی، مهندسی فرهنگی، سیاست‌گذاری فرهنگی، فرهنگ دینی، فرهنگ‌سازی اسلامی)

۱۲- علوم ارتباطات اجتماعی (رسانه در اسلام، ارتباطات اسلامی، نقد رسانه‌های غربی و...)

7- تماس با ما

کتاب جامعه و تاریخ؛ شهید مطهری

1. تعریف جامعه:

مجموعه‌ای از انسان‌ها که در اثر جبر یک سلسله نیازها و تحت نفوذ یک سلسله عقیده‌ها و ایده‌ها و آرمان‌ها در یکدیگر ادغام شده و در یک زندگی مشترک غوطه ورند.

بحث:

- این تعریف از کجا آمده؟

-آیا این تعریف خوبی است؟ چه ایراداتی دارد؟

-آیا ما این تعریف را می‌توانیم در مجامع علمی و دانشگاهی ارائه کنیم و از ما می‌پذیرند؟

-این تعریف چه نسبتی با بحث «جامعه» و «اجتماع» تونیس دارد؟ آیا در رویکرد دینی این دو با همدیگر تفاوتی ندارند؟

-رابطه این تعریف، با جامعه مکانیکی و ارگانیکی دورکیم چیست؟

-این تعریف ساده و کلی است و شامل هر جمعی می شود.

-این تعریف ناقص است چون ناظر به عالم مدرن نیست.

-این تعریف فلسفی است نه جامعه‌شناختی یا اینکه بر پایه تجربه به دست آمده باشد.

-فلسفه امر به معروف و نهی از منکر این است که از نظر دین، سرنوشت کل جامعه مهم است و سرنوشت کل جامعه از سرنوشت تک‌تک افراد تفاوت دارد و سنت الهی خاص خودش را دارد.

 

2. آیا انسان بالطبع اجتماعی است؟ چگونه زندگی اجتماعی شده است؟

علت ایجاد اجتماع

امری طبیعی و ذاتی

امری جبری

امری انتخابی

مثال

زندگی زن و مرد

زندگی دو کشور

زندگی دو سرمایه‌دار

عامل اصلی

امری طبیعی

امری بیرونی و خارجی

امری درونی ولی فکری

دلیل اجتماعی بودن

غایت طبیعی، غایت کلی و عمومی

امور اتفاقی و عرضی، غایت ثانوی نه اولی

غایت فکری و طبیعی

 شهید مطهری نظر اول را بر اساس آیه 13 سوره حجرات (یا ایها الناس إنا خلقناکم من ذَکَر و انثی...) درست می‌داند و می‌پذیرد.

آیه 54 سوره فرقان می فرماید که خلقت انسان با پیوندها و نسل‌ها است نه به صورت یک کارخانه و این ارتباط باعث زندگی جمعی است.

تفاوت استعدادها ذاتی است و این باعث می‌شود که نیاز انسان‌ها به همدیگر ذاتی باشد.

بحث:

-این آیه چندان کمکی درباره ذات اجتماعی انسان ندارد و فقط فرهنگ‌ها و تفاوت‌های فرهنگی را به رسمیت شناخته است. می‌گوید تفاوت چیز بدی نیست.

-با توجه به اینکه در سلسله مراتب علل همه امور به خدا برمی‌گردد، از اینکه خدا می‌گوید ما این قوم‌ها و فرهنگ‌ها را کردیم، استفاده نمی‌شود که پس اجتماعی بودن ذاتی انسان‌هاست. چون اگر انتخاب فکری هم بود باز می‌شد آن را به خدا نسبت داد.

-قرآن کارکرد اقوام را شناخت می‌داند و این هم اصل نیستند.

-از لتعارفو می‌فهمیم که قرآن هویت و خودشناسی را در جمع می‌داند و بر اساس جمع به وجود می‌آید.

-آیه سومی که شهید مطهری آورده البته به شناخت بحث و اثباتش کمک می‌کند، چرا که تأیید می‌کند انسان‌ها به صورت ذاتی تفاوت استعدادی دارند.

-این سوال اصلا یک سوال بی‌مورد است؛ چه فایده‌ای دارد که بدانیم علت زندگی اجتماعی چه بوده است؟

-جامعه شناسان خیلی به این موضوع نپرداخته اند شاید به این دلیل که چندان این کاربردی نیست.

-شاید این سوال یک سوال برون پارادایمی است (؟) یعنی ما با این سؤال علم غربی را به چالش می‌کشیم؟

-به نظر می‌رسد با پاسخ به این سؤال ما یکجوری مبنای جامعه دستمان می‌آید که تضاد است یا توافق.

-روش شهید مطهری ذات گرایی فلسفی است و به کمک فلسفه می‌خواهد خط‌کش بگذارد بین رویکردهای مختلف، ولو اینکه جامعه‌شناسی و انواع نظریات آن را نخوانده باشد.

فلسفه علوم اجتماعی با رویکرد اسلامی

اینکه علوم اجتماعی اسلامی چیست، با چه رویکردی قابل دسترسی است، فرایند تولید علم دینی چه می‌باشد و... از جمله مباحث اساسی انجمن ما بود. خلاصه‌ای از بحث‌‌های مطرح شده توسط اعضای گروه در ادامه می‌آید:

-هدف ما ساختن تمدن بر پایة مبانی اسلامی است. تمدن بازتولید داشته‌های یک قوم برای آینده است. اما ما وقتی وارد فرایند تمدن‌سازی می‌شویم که نسبت به داشته‌هایمان شک عمیق و سؤالِ باز داشته باشیم. سؤال از سنت و دین (گذشته) و سؤال از غرب (حال). تا این سؤالات در ما شکل نگیرد مراجعه ما به دین برای تولید علم عقیم می‌ماند؛ کما اینکه در حوزه علمیه چنین وضعی پیش آمده است و حتی آنها که دروس دانشگاهی هم خوانده‌اند نتوانسته‌اند تولید علم کنند. نهایت چیزی که تولید شده است، کنار هم قراردادن یک‌سری حدیث است در کنار نظریات غربی.

-الان برای مطالعات دینی خیلی زود است، ما هنوز باید در خود و در غرب شک کنیم، تا بتوانیم بنایی نو بسازیم که شبیه به هیچ‌یک از بناهای قبلی نباشد.

-ما اگر کل غرب را به درستی نشناسیم، هرچه حرف بزنیم باز درون پارادایم مدرن هستیم و در چارچوب آن می‌اندیشیم. با مطالعه تجربه غرب است که ما سؤال برایمان پدید می‌آید و با سؤال وارد متون دینی می‌شویم. مثل آن روشنفکرانی که برای فرار از مارکسیسم و در نقد آن گرفتار یک ایسم جدید مثل لیبرالیسم شدند.

-اینکه شما مطالعه غرب را مقدم بر مطالعه مباحث اسلامی بدانی به دلیل یک پیش‌فرض شماست، و آن اینکه تمام تمدن‌ها به یک روش و یک نحوه ایجاد شده و از بین می‌روند. در حالی که هیچ دلیلی برای اثبات چنین مدعایی نداریم، و اگر قرار باشد در همه‌چیز شک کنیم، در این هم باید شک کرد.

-به نظر می‌رسد پیچیدگی علوم اجتماعی باعث شده است که ما نتوانیم خیلی راحت وارد حوزه علوم اجتماعی اسلامی شویم. ما فکر می‌کنیم برای زدن هر حرف جدید باید حداقل سال‌ها کار کنیم و از ده‌ها زاویه و رویکرد قضیه را تحلیل کنیم. مثل آنکه الان می‌ترسیم بگوییم «فلان حرف متعلق به مارکس است» چون می‌دانیم ده‌ها قرائت از مارکس وجود دارد.

-مهم‌ترین جنبه بحث تولید علم، اعتقاد به وجود علوم انسانی اسلامی است.

-به نظر می‌رسد بررسی علوم اجتماعی از زاویه دین جایش در دانشگاه‌های ما خالی است و این جلسه باید به اینها اختصاص پیدا کند نه نقد غرب.

-باید از «فلسفه علم‌الاجتماع اسلامی» شروع کرد به عنوان مبنای تولید علوم اجتماعی دینی.

ادامه نوشته

ساختار و مقررات برگزاری جلسات انجمن مطالعات اجتماعی اسلامی

بچه‌های گروه ما از جهت‌های مختلف با هم اشتراکات خوبی دارند مثلاً:

- اغلب دوستان بحث مطالبات رهبری در زمینه علوم انسانی (اعم از رویکرد انتقادی و تولیدی) را به عنوان یک دغدغه مهم و اساسی دنبال کرده و می‌کنند.

- اغلب دوستان در ناکارآمدی علوم اجتماعی موجود در رابطه با شرایط ایران اسلامی متفق‌القول‌اند.

- همه معتقدند که از این حلقه‌ها و انجمن‌ها زیاد تشکیل شده است و اغلب بعد از مدتی بدون رسیدن به نتیجه‌ای تعطیل می‌شوند!

- همه معتقدند که «چقدر حرف می‌زنید، باید کاری کرد!»

بنابراین برای جلوگیری از چنین اتفاقی توافق شد که مقرراتی برای گروه وضع شود تا این کار ادامه پیدا کند و اگر هم بعد از مدتی تعطیل شد، به نتایج مفیدی رسیده باشد:

 

1- انجمن به صورت غیردولتی فعالیت کند و مستقل تصمیم‌گیری نماید، اما بنا به اقتضائات از کمک‌های دولتی هم استفاده کند.

2- یک هسته مرکزی مسئولیت انجمن را به عهده بگیرد و کار پیگیری و برنامه‌ریزی را بر عهده داشته باشد.

3- انتخاب هسته مرکزی به مرور زمان و با توجه به پیگیری و نظم افراد صورت بگیرد.

4- برای هسته مرکزی افراد زیر انتخاب می‌شوند:

- یک نفر به عنوان دبیر جلسات که ضمن تنظیم وقت هر فرد، مواظب باشد بحث‌ها از موضوع جلسه خارج نشوند.

- یک نفر مسئول پیامک انجمن که هر هفته به بچه‌ها اطلاع‌رسانی و یادآوری کند.

- یک نفر مسئول گروه اینترنتی انجمن

- یک نفر مسئول وبلاگ و در آینده سایت انجمن

5- هر هفته یکی از بچه‌ها (و به صورت گردشی) بحث را ارائه کند، اما از هفته قبل مشخص نشود که چه کسی است تا همه مطالعه کنند.

6- چون افراد از جهت مطالعاتی و معلومات هم‌سطح نیستند، فعلاً تنها از فارغ‌التحصیلان و دانشجویان کارشناسی ارشد برای شرکت در جلسات دعوت شود.

7- چون دغدغه و علاقمندی‌های افراد متفاوت است، روی اشتراکات تأکید شود و نیز برای ادامه‌یافتن گروه، اعضا پا روی نفس خود بگذارند و با موضوعاتی که خیلی علاقه ندارند نیز همراهی نمایند!

8- تمام جلسات ضبط شود اما به جای پیاده‌کردن آنها، یکی دو نفر صورتجلسه بردارند که تا جلسه بعد تایپ شود.

9- به دلیل ضرورت کار ترویجی، استفاده از سایت طی چند فاز (وبلاگ، سایت علوم اجتماعی، سایت علوم انسانی و...) در دستور کار قرار گیرد.

از کجا باید شروع کرد؟

درباره اینکه گروه مطالعات اجتماعی اسلامی از کجا باید کار خود را شروع کند اختلاف نظرهایی وجود دارد، اما گروه تلاش کرده تا از همه سلیقه‌ها و تفکرات در انجمن استفاده شود تا این جمع از هم گسسته نشود. به طور کلی رویکردهای موجود در انجمن را به سه دسته نقد علوم اجتماعی موجود، مطالعه منابع دینی اجتماعی و ترویج مباحث ریشه‌ای تولید علم و جنبش نرم‌افزاری می‌توان تقسیم‌بندی کرد. اهم نظرات مطرح‌شده در این رابطه عبارتند از:

نقد دانش غربی:

مبتنی بر نگاه برخی دوستان نسبت به علوم انسانی، در ایران نگاه انتقادی جدی شکل نگرفته است. بسیاری از نقدهای موجود به علوم انسانی در ایران انتقادهای درون پاردایمی بوده و تمامیت غرب را به چالش نکشیده است. ضمن آن که اساساً لازمه عبور از این علوم کسب این نوع نگاه انتقادی است.از سوی دیگر باید گفت که ما در زمینه تولید دانش دینی با فقر جدی مواجهیم و به تعبیر دقیق تر هنوز زمینه ها و امکان های لازم برای آن را هم نداریم. بنابر این لازم است اعضای گروه پیش از هر چیز نسبت به علوم انسانی موجود نگاهی انتقادی (از جنس برون گفتمانی؛ چالش در تمامیت عالم غرب) داشته باشند و مطالعاتی از این دست باید در دستور کار قرار گیرد. لذا راهبرد انجمن می‌بایست «مطالعه طولانی‌مدت و عمیق برای شناخت صحیح دانش غرب (به عنوان روح حاکم بر تمدن غربی) آن هم از متون اصلی و دست اول باشد، تا مقدمه‌ای برای تولید علم دینی و اسلامی شود.»

ادامه نوشته

انجمن مطالعات اجتماعی اسلامی

انجمن غیردولتی «مطالعات اجتماعی اسلامی» (Society for Islamic Social Studies) توسط چند تن از دانشجویان کارشناسی ارشد علوم اجتماعی دانشگاه‌های مختلف شهر تهران راه‌اندازی شده است. اهداف این انجمن به شرح زیر است:

-        مطالعه انتقادی علوم اجتماعی     

-        مطالعه در حوزه اجتماعیات اسلامی برای نیل به تولید علوم اجتماعی دینی

-        رویکرد ترویجی و فرهنگ‌سازی در رابطه با علم دینی؛

از عموم علاقمندان جهت شرکت در جلسات انجمن دعوت به عمل می‌آید. زمان و مکان فعلی جلسات انجمن به شرح ذیل است:

زمان: چهارشنبه‌ها ساعت 16

مکان: خ فاطمی ـ روبروی هتل لاله ـ کوچه باباطاهر ـ کوچه سنهد شرقی ـ پلاک 23- کانون اندیشه جوان

ایمیل:  islamicsocialstudies@googlegroup.com و mhstaheri@google.com

Scientia Sacra

خلاصه ای از فصل چهارم کتاب "معرفت و معنویت" تهیه شده است. این فصل با عنوان "علم قدسی" در طی نه جلسه در گروه مورد مطالعه قرار گرفت. کتاب معرفت و معنویت (با عنوان اصلی: Knowledge and the Sacred) از جمله مهم ترین کتب استاد سید حسین نصر است که به بیان اصول حکمت اسلامی می پردازد. در این فصل از آنچه علم قدسی یا علم مقدس خوانده می شود بحث شده است. 

برای دانلود پی. دی . اف این خلاصه می توانید به اینجا مراجعه کنید.  

غزّه «اخدودی» دیگر

به نام خالق آسمانها

روز عاشورا بود، در مسیر، رادیو قرآن گوش می دادم که سخنرانی استاد شهید مرتضی مطهری را پخش می کرد. سخنان کوبنده ای درباره مساله فلسطین بود که مضمون آن اینگونه بود: «الان کربلا فلسطین است و ما اگر می خواهیم در راه امام حسین(ع) باشیم، باید به هر صورت ممکن به فلسطینیان کمک کنیم. مساله اصلی جهان اسلام الان فلسطین است. با کمک مادی، با دادن شعار، با نوشتن». جرقه ای به ذهنم زده شد. تاکنون به نوشتن و تاثیر آن در رابطه با موضوع فلسطین و غزه فکر نکرده بودم. همانجا با خودم قرار گذاشتم که باید یک مطلبی بنویسم. به دنبال فرصت مناسبی بودم تا این وظیفه ام را انجام دهم. روز پنج شنبه، روزی بود که در نظر گرفته بودم. آن روز از خواب بیدار شدم ، فکر نوشتم در ذهنم بود. نمازم را خواندم و مطابق بعضی روزها، قرآن را باز کرده و شروع به خواندن کردم. از ابتدای جزء سی ام، معمولا یکی دو صفحه می خواندم ولی آنروز نتوانستم قرآن را کنار بگذارم، حال خوبی داشتم و فرصت خوبی، پس ادامه دادم، صفحه سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم و هشتم،سوره های نباء، نازعات، عبس، تکویر، انفطار، مطففین، انشقاق، رسیدم به صفحه هشتم، سوره بروج، طبق معمول ترجمه را همزمان نگاه می کردم. ناگهان یکه خوردم، باورم نمی شد، گویا خداوند این آیات را درباره غزه نازل کرده است. از این همه زیبایی، عظمت و اعجاز به طور زایدالوصفی به وجد آمده بودم. باورم نمی شد که مطلبم آماده است.

﴿ بسم الله الرحمن الرحیم ﴾

والسماء ذات البروج ﴿1﴾ والیوم الموعود ﴿2﴾ وشاهد ومشهود ﴿3﴾ قتل اصحاب الاخدود ﴿4﴾ النار ذات الوقود ﴿5﴾ اذ هم علیها قعود ﴿6﴾ وهم علی ما یفعلون بالمومنین شهود ﴿7﴾ وما نقموا منهم الا ان یومنوا بالله العزیز الحمید ﴿8﴾ الذی له ملک السماوات والارض والله علی کل شیء شهید ﴿9﴾ ان الذین فتنوا المومنین والمومنات ثم لم یتوبوا فلهم عذاب جهنم ولهم عذاب الحریق ﴿10﴾ ان الذین آمنوا وعملوا الصالحات لهم جنات تجری من تحتها الانهار ذلک الفوز الکبیر ﴿11﴾ ان بطش ربک لشدید ﴿12﴾ انه هو یبدئ ویعید ﴿13﴾ وهو الغفور الودود ﴿14﴾ ذو العرش المجید ﴿15﴾ فعال لما یرید ﴿16﴾ هل اتاک حدیث الجنود ﴿17﴾ فرعون وثمود ﴿18﴾ بل الذین کفروا فی تکذیب ﴿19﴾ والله من ورائهم محیط ﴿20﴾ بل هو قرآن مجید ﴿21﴾ فی لوح محفوظ ﴿22﴾

ادامه نوشته

آیات خلقت انسان و تعلیم اسما (آیات و سنت)

به نام خداوند بخشنده و مهربان

همانطور که می دانید در هر جلسه گروه حدیث یا آیاتی از قرآن کریم در رابطه با موضوع گروه خوانده شده و در رابطه با آن بحث و گفتگو می شود. در دو جلسه گذشته آیات 30 الی 34 سوره بقره در رابطه با خلقت انسان، انتخاب شد که نکات فراوانی در رابطه با انسان شناسی و معرفت شناسی در بردارند. در این بخش خلاصه ای از مباحث مطرح شده در آن جلسه آمده است. البته ما به این مختصر بسنده کردیم و در رابطه با این آیات می توان کتابها نوشت و راه بحث و فهم باز است.

" و علم آدم اسماء..."(سوره بقره، آیات 30 الی 34)

ترجمه آیات: و آنگاه که پروردگار تو، فرشتگان را فرمود: من در زمین خلیفه ای خواهم گماشت. (فرشتگان) گفتند: آیا کسی را در آن خواهی خواهی گماشت که در زمین فساد کند و خونها ریزد، و حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس می کنیم؟! (خداوند) فرمود: من چیزی می دانم که شما نمی دانید. (30) و خدا همه اسماء را به آدم تعلیم داد. آنگاه آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود: اگر صادقید، اسمای اینان را برای من بیان کنید. (31) عرضه داشتند: پاک و منزهی ما جز آنچه خود به ما تعلیم فرموده ای، نمی دانیم، تویی دانا و حکیم. (32) فرمود: ای آدم ملائکه را به این اسماء آگاه ساز.  چون آنان را آگاه ساخت، (خداوند) فرمود: آیا به شما نگفتم که من بر غیب آسمانها و زمین دانایم و بر آنچه آشکار و پنهان می دارید، آگاهم. (33) و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنید! پس همه سجده کردند، مگر ابلیس که ابا و تکبر ورزید و از کافران گردید.(34)(ترجمه مهدی الهی قمشه ای)

در ادامه به بررسی تفسیر آیات با استفاده از تفسیر المیزان، نوشته علامه طباطبایی، تفسیر نمونه، نوشته آیت الله مکارم شیرازی و تفسیر مخزن العرفان، نوشته بانو امین، می پردازیم.

ادامه نوشته

دکترحسین کچوئیان (معرفی افراد)

حسین کچوئیان را نه به زعم اخذ مدرک دکترای جامعه شناسی از دانشگاه منچستر انگلیس و یا عضو هیئت علمی و مدیر گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و یا از اعضا شورای عالی انقلاب فرهنگی می شناسیم بلکه آنچه او را متمایز گردانیده ، تفکر اوست و اهتمام وی در نقد تفکرات و نظریه هایی که گاها بی هیچ تامل وچون وچرایی سرلوحه ی عمل و یا با مسامحه نقطه شروعی برای اهل نظر و در خوشبینانه ترین حالت ، استفاده از آنها به عنوان کتب و جزوات درسی برای دانشجویان است.
تاکید و تصدیق کچوئیان از این جمله ی "وگلین" ،نشانه ی تلاش او در این مسیر و صدق این مدعاست:
"بازسازی و اصلاح علوم اجتماعی اولین و ضروری ترین کار برای پایان دادن به مصائب ، آلام، انحرافات، مفاسد، سبعیت ها وبی عدالتی هایی است که تجدد در عالم به وجود آورده و می آورد" .
کچوئیان در تولید نظریه در حوزه های مختلف علوم اجتماعی نیز از پیشگامان محسوب می شود که سیر آثار وی خود گویای این مطلب است.

سایت غیر رسمی دکتر کچوئیان  http://kachooyan.com 

ادامه نوشته