غزّه «اخدودی» دیگر
به نام خالق آسمانها
روز عاشورا بود، در مسیر، رادیو قرآن گوش می دادم که سخنرانی استاد شهید مرتضی مطهری را پخش می کرد. سخنان کوبنده ای درباره مساله فلسطین بود که مضمون آن اینگونه بود: «الان کربلا فلسطین است و ما اگر می خواهیم در راه امام حسین(ع) باشیم، باید به هر صورت ممکن به فلسطینیان کمک کنیم. مساله اصلی جهان اسلام الان فلسطین است. با کمک مادی، با دادن شعار، با نوشتن». جرقه ای به ذهنم زده شد. تاکنون به نوشتن و تاثیر آن در رابطه با موضوع فلسطین و غزه فکر نکرده بودم. همانجا با خودم قرار گذاشتم که باید یک مطلبی بنویسم. به دنبال فرصت مناسبی بودم تا این وظیفه ام را انجام دهم. روز پنج شنبه، روزی بود که در نظر گرفته بودم. آن روز از خواب بیدار شدم ، فکر نوشتم در ذهنم بود. نمازم را خواندم و مطابق بعضی روزها، قرآن را باز کرده و شروع به خواندن کردم. از ابتدای جزء سی ام، معمولا یکی دو صفحه می خواندم ولی آنروز نتوانستم قرآن را کنار بگذارم، حال خوبی داشتم و فرصت خوبی، پس ادامه دادم، صفحه سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم و هشتم،سوره های نباء، نازعات، عبس، تکویر، انفطار، مطففین، انشقاق، رسیدم به صفحه هشتم، سوره بروج، طبق معمول ترجمه را همزمان نگاه می کردم. ناگهان یکه خوردم، باورم نمی شد، گویا خداوند این آیات را درباره غزه نازل کرده است. از این همه زیبایی، عظمت و اعجاز به طور زایدالوصفی به وجد آمده بودم. باورم نمی شد که مطلبم آماده است.
والسماء ذات البروج


