حاج آقای غیاث از افرادی هستند که در موضوع دانش و انسان از نگاه اسلام تخصص دارند.

 گزیده ای از سخنرانی ایشان در موضوع انسان و عید:

«...اگر تعريف درستي از انسان نداشته باشيم باور کنيد تعريف درستي از هيچ چيز نداريم... شما چه تعريفي از انسان توي ذهنتون دارين؟ لطفاًپاسخ بديد. (يکي از بچه ها): موجود دور افتاده از منزل؛
(حاج آقا ادمه مي دن) يک برداشت شاعرانه قشنگ، عارفانه قشنگ؛ احسنتم. بنابراين بايد دنبال چي بگرده؟ مي توني آيه قرآن در اين رابطه بگي؟ نه؟ کمک کنيد اين دوستتون رو! چي؟ «يا ايتها النفس المطمئنه؟ إرجعي الي ربک» اين آيه قشنگي بود. «إرجعي»  آفرين آفرين.کسي راه رو پيدا مي کنه که نفس مطمئنه داشته باشه. والا راه رو گم مي کنه. من آيه اي که به ذهنم ميرسه اينه:«لقد خلقنا الانسان في أحسن تقويم ثم رددناه أسفل سافلين» دورش کرديم از اين آغوش پر مهر خودمون، فرستاديمش به اسفل السافلين. البته الاالذين آمنوا و عملوا الصالحات. حالا فلسفهاش چيه؟ چرا ثم رددناه اسفل سافلين؟ ما انسان رو في احسن تقويم خلق کرديم اما گذاشتيمش کنار ديوار دنيا؟ من هر موقع آين آيه رو مي خونم قصه بچه اي تو ذهنم مياد که تو بغل پدر و مادرشون هستن. اما پدر مادرا مي ذارن بچه رو ته اتاق. کنار اون ديوار مي گن چي؟ بيا! گاهي هم براش يه شعر هم مي خونن، تاتي تاتي هم مي خونن که بياد. خوب اين که تو آغوش شما بود چرا گذاشتيدش اون دور؟ من معتقدم ماهم تو آغوش پرمهر خدا بوديم طبق اين آيه، خدا ما رو گذاشت کنار ديوار دنيا. فرمود چي؟ بيا! اون هايي که اون آغوش پر مهر رو يادشون نرفت پيوسته ميرن. هر روزشون عيده: کل يومٍ لايعص الله فيه يومُ عيد. برگشتن. عود. به همون نقطه اي که ازش چي شده؟ دور شده. اما بعضي ها هم مشغول يه عروسکي که اونجا افتاده يا يه شکلاتي که اونجا افتاده ... بچه ها رو ديديد؟ با اينکه گذاشتن اونجا تاتي تاتي ميکنن که بيان جلو، باز همون جا ميشينن. مشغول شکلات و اينها ميشن. آنهايي هم که مشغول زرق و برق دنيا و اينها ميشن، همين تيپ افراد هستند. اين رو هم به احترام ايشون از قرآن من آوردم. خوب ديگه خانم ها و آقايون چه تعريفي از انسان تو ذهنتون هست؟ ...»

(برگفته از وبلاگ کادحhttp://kadeh.parsiblog.com/364561.htm)