درباره اینکه گروه مطالعات اجتماعی اسلامی از کجا باید کار خود را شروع کند اختلاف نظرهایی وجود دارد، اما گروه تلاش کرده تا از همه سلیقه‌ها و تفکرات در انجمن استفاده شود تا این جمع از هم گسسته نشود. به طور کلی رویکردهای موجود در انجمن را به سه دسته نقد علوم اجتماعی موجود، مطالعه منابع دینی اجتماعی و ترویج مباحث ریشه‌ای تولید علم و جنبش نرم‌افزاری می‌توان تقسیم‌بندی کرد. اهم نظرات مطرح‌شده در این رابطه عبارتند از:

نقد دانش غربی:

مبتنی بر نگاه برخی دوستان نسبت به علوم انسانی، در ایران نگاه انتقادی جدی شکل نگرفته است. بسیاری از نقدهای موجود به علوم انسانی در ایران انتقادهای درون پاردایمی بوده و تمامیت غرب را به چالش نکشیده است. ضمن آن که اساساً لازمه عبور از این علوم کسب این نوع نگاه انتقادی است.از سوی دیگر باید گفت که ما در زمینه تولید دانش دینی با فقر جدی مواجهیم و به تعبیر دقیق تر هنوز زمینه ها و امکان های لازم برای آن را هم نداریم. بنابر این لازم است اعضای گروه پیش از هر چیز نسبت به علوم انسانی موجود نگاهی انتقادی (از جنس برون گفتمانی؛ چالش در تمامیت عالم غرب) داشته باشند و مطالعاتی از این دست باید در دستور کار قرار گیرد. لذا راهبرد انجمن می‌بایست «مطالعه طولانی‌مدت و عمیق برای شناخت صحیح دانش غرب (به عنوان روح حاکم بر تمدن غربی) آن هم از متون اصلی و دست اول باشد، تا مقدمه‌ای برای تولید علم دینی و اسلامی شود.»

تولید علم اسلامی:

برخی از دوستان معتقد بودند که شناخت غرب لازم است، اما ما باید خود به دنبال تولید علم باشیم. نقد غرب گرچه برای شروع چیز خوبی است، اما کافی نمی‌باشد. تا کی بگوییم غرب بد است و هیچ چیز به عنوان جایگزین ارائه نکنیم؟ منتقدان غرب هرچه گفته‌اند دیگر کافی است، اما کی حرف ایجابی بزنیم؟ باید سراغ تولید علوم اجتماعی اسلامی برویم. دیگر وقت آن است که بر اساس مبانی دینی و اسلامی خودمان بگوییم که جامعه چیست، جامعه مطلوب چگونه به دست می‌آید، روی روش‌شناسی دانش اسلامی کار کنیم و... لذا راهبرد انجمن باید «مراجعه به متون اسلامی مانند قرآن و نهج‌البلاغه و... برای تولید علوم اجتماعی دینی باشد.»

 جنبش نرم‌افزاری و ترویج فرهنگ تولید علم:

برخی دوستان معتقدند مطابق فرمایشات رهبری وظیفه اصلی ما این نیست که صرفاً بنشنیم یک گوشه و برای خودمان مطالعه تولید علم  کنیم. بلکه بایستی بستر لازم برای تولید علم فراهم شود.اولین زمینه لازم برای شکل گیری این جنبش عدم اعتماد به علوم رایج و احساس نیاز به معرفتی غیر از معارف رایج است. لازمه این امر نیز ترویج نگاه انتقادی در علوم انسانی است.  جنبشی که مقام معظم رهبری می‌فرمایند باید حالت همگانی و گسترده در کشور پیدا کند، حداقل به دغدغه همة حزب‌اللهی‌ها تبدیل شود تا از تویش چیزی در بیاید. یعنی همه به ناکارآمدی دانش موجود یقین پیدا کنند و همان‌طور که جنبش دانشجویی «عدالت» را به عنوان یک مطالبه مطرح می‌کند، علم بومی و دینی را باید به عنوان یک مطالبه از همه اساتید دانشگاهی و مسئولان بخواهند. نه اینکه ما در یک گوشه بنشینیم و بعد از چند سال بگوییم که «ایهالناس! ما علم دینی تولید کردیم بیایید استفاده کنید!» لذا تولید علم اگرچه لازم و ضروی و وظیفه همه ماست، اما انرژی اصلی ما باید در جای دیگر صرف شود و به نظر ما راهبرد اصلی انجمن «ترویج فرهنگ تولید علم و ایجاد جنبش نرم‌افزاری در تمام علوم انسانی باید باشد، که فاز اولش مربوط به علوم اجتماعی است.»

 انتقادات مطرح‌شده به نگرش‌های فوق:

- نه دانش دینی داریم و نه بستر های لازم برای تولید را و نه اینکه جنبش نرم افزاری آن است که گروه قلیلی در گوشه ای اهتمام به چنین امری داشته باشند و اگر هم ثمره ای داشته باشد در مفید بودن آن تردید است.

- اتفاقا در طول همین چند سال گذشته مقالات خیلی زیادی در این زمینه تولید شده که همین مقالات انتقادی در حوزه علوم انسانی را در قدم اول جمع آوری کنیم.

- از سوی دیگر نگاه ترویجی در حوزه نقد علوم انسانی برای رواج این نگاه در فضای علمی کشور می تواند در دستور کار سایت قرار گیرد. این امر در راستای جنبش نرم افزاری صورت می گیرد تا احساس نیاز به تغییر در این علوم را ایجاد نماید.

- اصولاً تقسیم‌بندی این رشته‌ها به جامعه‌شناسی و روان‌شناسی و... مربوط به فضای مدرن و تخصصی‌شدن فزاینده است. این فکری غربی است که در ذهن ما رفته که چون آنها علوم اجتماعی دارند، ما هم باید علوم اجتماعی اسلامی داشته باشیم.

- آن‌قدر باید نقد کرد که تمام مردم اعتقادشان به سازوکارهایی که جامعه را اداره می‌کنند سلب شود و همه نسبت به علوم غربی بی اعتماد شوند.

- بسیاری از همین بچه‌های متدین نمی‌دانند که نظریات موجود کجایش مشکل دارد و چرا پاسخگوی ما نیست و به صورت ناخودآگاه تصور می‌کنند که نظر اسلام هم همین است.

- حلقه مطالعاتی صرف، غیر زودبازده است و بعد از مدتی از هم می‌پاشد. باید یک کار اجرایی و ترویجی کنارش باشد تا هم خروجی محسوب شود و هم میزان پای‌کار بودن رفقا را نشان دهد.

- هم‌اکنون در بسیاری دانشگاه‌های کشور (مخصوصاً در شهرستان‌ها) نگرش پوزیتویستی حاکم است و اصلا به تولید علم کسی نمی‌اندیشد و درس‌ها حتی به سبک و سیاق فکوهی و اباذری تدریس نمی‌شود چه رسد به کچویان و پارسانیا.