تبليغاتX
دین و علوم اجتماعی - معرفت معقول !

سه شنبه دهم دی 1387

معرفت معقول !

" فلاسفه ، مدتها ،از علم ، یک مومیایی ساخته بودند [یعنی گویی گذر زمان را از آن حذف کرده بودند. متوهمانه فکر می کردند که علم تجربی ،معرفتی تاریخی و خطا پذیر نیست]. نهایتاً زمانی که آنها این جسد را بازکاوی کردند و بقایای فرآیند تاریخی شدن ... را دیدند ، برای خود بحران عقلانیت را ساختند(I. Hacking , Representing and intervening , 1983 ,P.1 ).

با ظهور اثر توماس کوهن –ساختار انقلابات علمی-شوک بزرگی به فلاسفۀ مدرن وارد شد. آنها با تصویری روبرو شدند که با تصویر سابق و پیش ساختۀ آنها تطابق نداشت. بحران عقلانیت بحران در این ایده است که علم تجربی تنها معرفت معقول است، گزاره های علمی گزاره هایی معقولند و دیگر گزاره ها معرفت زا –پس معقول- نیستند. به زودی تصویر معرفه المعارفی و واقع نمایی علم تجربی در هم شکست و این تصویر غالب گشت که معرفت علمی چیزی از دیگر معارف "بشری" اگر کم نداشته باشد ،مطمئناً چیزی بیش ندارد. برای اولین بار در حدود دهۀ شصت میلادی است که انسان مدرن کم کم به پوچی توهم پیش ساخته دربارۀ جایگاه علم پی می برد. اما شکستن این توهم به چه می انجامد؟

مطمئناً و قطعاً این گردشی به سمت دین نه بوده است و نه خواهد بود. زیرا که با معرفت دینی سالهاست که وداع شده و اصولاً معضله ای بر سر آن برای انسان مدرن مطرح نیست. فیلسوف متجدد می پرسد : اگر با معرفت دینی سالهاست که خداحافظی کرده ایم و نامعقول بودن آن را به عیان می بینیم ، و اگر آنچنان که می پنداشتیم علم تجربی هم چنان معقول نیست، پس عقلانیت را در چه باید جست؟
شاید تنها راهی که باقی می ماند سرگردانی و حیرانی است. باید دوباره معنی فریاد های ناشی از حس بی معنایی عمیق اگزیستانس ها را مرور کرد. کامو و سارتر عصیانگران دنیای مدرنند که عمق این پوچی را درک می کنند. می دانند که بدون معرفتی فرا انسانی، "خود انسان" ، راهی به رهایی ندارد. مقدورات انسانی در حد همین علم تجربی خطاپذیر و ساختن بناهای کوچک و جواب های موقتی دادن به سوالهای حقیر است. چگونه معرفت انسانی را راهی است به جوابی درخور به سوال همیشگی از "فرجام"؟

نوشته شده توسط سید مرتضی هاشمی مدنی در 22:9 |  لینک ثابت   •