تبليغاتX
دین و علوم اجتماعی

شنبه بیست و هشتم دی 1387

غزّه «اخدودی» دیگر (موضوع روز)

به نام خالق آسمانها

روز عاشورا بود، در مسیر، رادیو قرآن گوش می دادم که سخنرانی استاد شهید مرتضی مطهری را پخش می کرد. سخنان کوبنده ای درباره مساله فلسطین بود که مضمون آن اینگونه بود: «الان کربلا فلسطین است و ما اگر می خواهیم در راه امام حسین(ع) باشیم، باید به هر صورت ممکن به فلسطینیان کمک کنیم. مساله اصلی جهان اسلام الان فلسطین است. با کمک مادی، با دادن شعار، با نوشتن». جرقه ای به ذهنم زده شد. تاکنون به نوشتن و تاثیر آن در رابطه با موضوع فلسطین و غزه فکر نکرده بودم. همانجا با خودم قرار گذاشتم که باید یک مطلبی بنویسم. به دنبال فرصت مناسبی بودم تا این وظیفه ام را انجام دهم. روز پنج شنبه، روزی بود که در نظر گرفته بودم. آن روز از خواب بیدار شدم ، فکر نوشتم در ذهنم بود. نمازم را خواندم و مطابق بعضی روزها، قرآن را باز کرده و شروع به خواندن کردم. از ابتدای جزء سی ام، معمولا یکی دو صفحه می خواندم ولی آنروز نتوانستم قرآن را کنار بگذارم، حال خوبی داشتم و فرصت خوبی، پس ادامه دادم، صفحه سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم و هشتم،سوره های نباء، نازعات، عبس، تکویر، انفطار، مطففین، انشقاق، رسیدم به صفحه هشتم، سوره بروج، طبق معمول ترجمه را همزمان نگاه می کردم. ناگهان یکه خوردم، باورم نمی شد، گویا خداوند این آیات را درباره غزه نازل کرده است. از این همه زیبایی، عظمت و اعجاز به طور زایدالوصفی به وجد آمده بودم. باورم نمی شد که مطلبم آماده است.

﴿ بسم الله الرحمن الرحیم

والسماء ذات البروج ﴿1﴾ والیوم الموعود ﴿2﴾ وشاهد ومشهود ﴿3﴾ قتل اصحاب الاخدود ﴿4﴾ النار ذات الوقود ﴿5﴾ اذ هم علیها قعود ﴿6﴾ وهم علی ما یفعلون بالمومنین شهود ﴿7﴾ وما نقموا منهم الا ان یومنوا بالله العزیز الحمید ﴿8﴾ الذی له ملک السماوات والارض والله علی کل شیء شهید ﴿9﴾ ان الذین فتنوا المومنین والمومنات ثم لم یتوبوا فلهم عذاب جهنم ولهم عذاب الحریق ﴿10﴾ ان الذین آمنوا وعملوا الصالحات لهم جنات تجری من تحتها الانهار ذلک الفوز الکبیر ﴿11﴾ ان بطش ربک لشدید ﴿12﴾ انه هو یبدئ ویعید ﴿13﴾ وهو الغفور الودود ﴿14﴾ ذو العرش المجید ﴿15﴾ فعال لما یرید ﴿16﴾ هل اتاک حدیث الجنود ﴿17﴾ فرعون وثمود ﴿18﴾ بل الذین کفروا فی تکذیب ﴿19﴾ والله من ورائهم محیط ﴿20﴾ بل هو قرآن مجید ﴿21﴾ فی لوح محفوظ ﴿22﴾

این مطلب را در سایت باشگاه اندیشه ببینید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید عمار رشیدی در 23:56 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و سوم دی 1387

آیات خلقت انسان و تعلیم اسما (آیات و سنت)

به نام خداوند بخشنده و مهربان

همانطور که می دانید در هر جلسه گروه حدیث یا آیاتی از قرآن کریم در رابطه با موضوع گروه خوانده شده و در رابطه با آن بحث و گفتگو می شود. در دو جلسه گذشته آیات 30 الی 34 سوره بقره در رابطه با خلقت انسان، انتخاب شد که نکات فراوانی در رابطه با انسان شناسی و معرفت شناسی در بردارند. در این بخش خلاصه ای از مباحث مطرح شده در آن جلسه آمده است. البته ما به این مختصر بسنده کردیم و در رابطه با این آیات می توان کتابها نوشت و راه بحث و فهم باز است.

" و علم آدم اسماء..."(سوره بقره، آیات 30 الی 34)

ترجمه آیات: و آنگاه که پروردگار تو، فرشتگان را فرمود: من در زمین خلیفه ای خواهم گماشت. (فرشتگان) گفتند: آیا کسی را در آن خواهی خواهی گماشت که در زمین فساد کند و خونها ریزد، و حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس می کنیم؟! (خداوند) فرمود: من چیزی می دانم که شما نمی دانید. (30) و خدا همه اسماء را به آدم تعلیم داد. آنگاه آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود: اگر صادقید، اسمای اینان را برای من بیان کنید. (31) عرضه داشتند: پاک و منزهی ما جز آنچه خود به ما تعلیم فرموده ای، نمی دانیم، تویی دانا و حکیم. (32) فرمود: ای آدم ملائکه را به این اسماء آگاه ساز.  چون آنان را آگاه ساخت، (خداوند) فرمود: آیا به شما نگفتم که من بر غیب آسمانها و زمین دانایم و بر آنچه آشکار و پنهان می دارید، آگاهم. (33) و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنید! پس همه سجده کردند، مگر ابلیس که ابا و تکبر ورزید و از کافران گردید.(34)(ترجمه مهدی الهی قمشه ای)

در ادامه به بررسی تفسیر آیات با استفاده از تفسیر المیزان، نوشته علامه طباطبایی، تفسیر نمونه، نوشته آیت الله مکارم شیرازی و تفسیر مخزن العرفان، نوشته بانو امین، می پردازیم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید عمار رشیدی در 22:54 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و سوم دی 1387

دکترحسین کچوئیان (معرفی افراد)

حسین کچوئیان را نه به زعم اخذ مدرک دکترای جامعه شناسی از دانشگاه منچستر انگلیس و یا عضو هیئت علمی و مدیر گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و یا از اعضا شورای عالی انقلاب فرهنگی می شناسیم بلکه آنچه او را متمایز گردانیده ، تفکر اوست و اهتمام وی در نقد تفکرات و نظریه هایی که گاها بی هیچ تامل وچون وچرایی سرلوحه ی عمل و یا با مسامحه نقطه شروعی برای اهل نظر و در خوشبینانه ترین حالت ، استفاده از آنها به عنوان کتب و جزوات درسی برای دانشجویان است.
تاکید و تصدیق کچوئیان از این جمله ی "وگلین" ،نشانه ی تلاش او در این مسیر و صدق این مدعاست:
"بازسازی و اصلاح علوم اجتماعی اولین و ضروری ترین کار برای پایان دادن به مصائب ، آلام، انحرافات، مفاسد، سبعیت ها وبی عدالتی هایی است که تجدد در عالم به وجود آورده و می آورد" .
کچوئیان در تولید نظریه در حوزه های مختلف علوم اجتماعی نیز از پیشگامان محسوب می شود که سیر آثار وی خود گویای این مطلب است.

سایت غیر رسمی دکتر کچوئیان  http://kachooyan.com 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عظیمی در 22:42 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دهم دی 1387

معرفت معقول !

" فلاسفه ، مدتها ،از علم ، یک مومیایی ساخته بودند [یعنی گویی گذر زمان را از آن حذف کرده بودند. متوهمانه فکر می کردند که علم تجربی ،معرفتی تاریخی و خطا پذیر نیست]. نهایتاً زمانی که آنها این جسد را بازکاوی کردند و بقایای فرآیند تاریخی شدن ... را دیدند ، برای خود بحران عقلانیت را ساختند(I. Hacking , Representing and intervening , 1983 ,P.1 ).

با ظهور اثر توماس کوهن –ساختار انقلابات علمی-شوک بزرگی به فلاسفۀ مدرن وارد شد. آنها با تصویری روبرو شدند که با تصویر سابق و پیش ساختۀ آنها تطابق نداشت. بحران عقلانیت بحران در این ایده است که علم تجربی تنها معرفت معقول است، گزاره های علمی گزاره هایی معقولند و دیگر گزاره ها معرفت زا –پس معقول- نیستند. به زودی تصویر معرفه المعارفی و واقع نمایی علم تجربی در هم شکست و این تصویر غالب گشت که معرفت علمی چیزی از دیگر معارف "بشری" اگر کم نداشته باشد ،مطمئناً چیزی بیش ندارد. برای اولین بار در حدود دهۀ شصت میلادی است که انسان مدرن کم کم به پوچی توهم پیش ساخته دربارۀ جایگاه علم پی می برد. اما شکستن این توهم به چه می انجامد؟

مطمئناً و قطعاً این گردشی به سمت دین نه بوده است و نه خواهد بود. زیرا که با معرفت دینی سالهاست که وداع شده و اصولاً معضله ای بر سر آن برای انسان مدرن مطرح نیست. فیلسوف متجدد می پرسد : اگر با معرفت دینی سالهاست که خداحافظی کرده ایم و نامعقول بودن آن را به عیان می بینیم ، و اگر آنچنان که می پنداشتیم علم تجربی هم چنان معقول نیست، پس عقلانیت را در چه باید جست؟
شاید تنها راهی که باقی می ماند سرگردانی و حیرانی است. باید دوباره معنی فریاد های ناشی از حس بی معنایی عمیق اگزیستانس ها را مرور کرد. کامو و سارتر عصیانگران دنیای مدرنند که عمق این پوچی را درک می کنند. می دانند که بدون معرفتی فرا انسانی، "خود انسان" ، راهی به رهایی ندارد. مقدورات انسانی در حد همین علم تجربی خطاپذیر و ساختن بناهای کوچک و جواب های موقتی دادن به سوالهای حقیر است. چگونه معرفت انسانی را راهی است به جوابی درخور به سوال همیشگی از "فرجام"؟

نوشته شده توسط سید مرتضی هاشمی مدنی در 22:9 |  لینک ثابت   •